نکاتی از صلاحیت در دادگا ههای مدنی انگلستان
838 بازدید
تاریخ ارائه : 12/27/2014 7:51:00 AM
موضوع: حقوق
 : نکاتی از گزارش درس ایین دادرسی مدنی تطبیقی دوره دکتری با موضوع سازمان و صلاحیت دادگا ههای حقوقی در انگلیس با استفاده از  راهنمایی استادجناب آقای دکتر شاه حیدری پور :

در ایین دادرسی مبحث صلاحیت  سرفصلی بنیادین است و در این مبحث، یکی از تقسیم بندی های مهم  آن  بحث صلاحیت ذاتی ونسبی است
 الف طرح بحث از حقوق ایران با تقسیم زیر
صلاحیت  ذاتی صلاحیت رسیدگی به دعاوی یا برخی امور با توجه به  صنف و نوع و درجه را گویند
صلاحیت ذاتی
1-صنف: مراحع قضاوتی دو نوعند: قضایی واداری
        2-نوع : طبقه بندی به عمومی واختصاصی
         3-درجه: مرحله نخستین و پژوهش
 صلاحیت  نسبی :
1-    صلاحیت نسبی به معنای اخص:  بر اساس موضوع و میزان و ارزش دعواست
                     مثال قبلا بین بخش وشهرستان در بهای خواسته صلاحیت نسبی بود
          
      2-صلاحیت  نسبی از نظر مکان( صلاحیت محلی)
 
    ب) تطبیق بحث در حقوق انگلیس به شرح زیر:
اول :صلاحیت ذاتی در انگلستان
      1-صنف : در انگلیس نداریم چون مرجع قضا یی و غیر قضایی تفکیک نمی شود
2-    نوع:  تفکیک عمومی واختصاصی نداریم لذا صلاحیت ذاتی از این حیث نداریم
3-    درجه:  به دلیل مراجع پژوهشی این صلاحیت ذاتی وجود دارد
 
    مفهوم صلاحیت ذاتی در حقوق انگلستان:
       1- ذاتی در معنای عام:   الف)اختیار ذاتی قضات در مجازات و اجرای حکم را گویند
                                    ب) حق ذاتی قوه قضاییه در رسیدگی به امور ترافعی
      2- ذاتی در معنای خاص :  صلاحیتی که به موجب آن یک دادگاه برای جلوگیری از بی عدالتی        ....   می تواند رویه ای که در قانون پیش بینی نشده را اتخاذ کند.مثال:
 مثال: در یک پرونده  تاخیر ده هفته ایی باید پرونده را طبق مقررات در لیست هدف شاخص قرار نمی دادیم ولی دادگاه نظر داد مسوولیت تاخیر از سوی دادگاه بوده نه شخص.
 مصادیقی از صلاحیت ذاتی در انگلستان
1-    صلاحیت عام دادگاه عالی در کنترل رویه  خود(ماده 19 قانون دادگا ههای بالاتر)
2-     صلاحیت دادگا ه عالی در ایجاد آیین هایی نو در موارد سکوت قانون مثلا ابتدا برخی قرار های تامین و دستور موقت ها را دادگاه عالی در راستای صلاحیت ذاتی خود اعمال کرد.
  
       دو نکته در این باره
         الف: این صلاحیت ممکن است با وضع مقرراتی محدود  شود
         
       ب)گسترش حیطه  این صلاحیت  با احتیاط باید باشد
      3- صلاحیت ذاتی دادگاه بخش در صدور برخی دستور العمل ها در راستای رتق و فتق امور                                           دادری خود>>>> مثال  به دستور العمل مبنی بر  پرداخت هزینه هایی که خوانده متحمل شده از سوی وکیل پرونده اعتراض شو و دادگاه پژوهش رای داد موضوع در صلاحیت ذاتی دادگاه بخش بوده است
دوم صلاحیت نسبی در انگلستان
  به خلاف صلاحیت ذاتی در اینجا ( نسبی ) هر دو نوع آن  در انگلستان وجود دارد
قاعده اصلی :با حفظ نکات زیر عموما صلاحیت نسبی وجود دارد
صلاحیت نسبی به معنای اخص:
نکته اول: صلایحت متقارن گاه اعمال و خواهان مختار است دعوی خود را در  دادگاه عالی یا بخش مطرح کند
نکته دوم: دادگاه عالی وبخش برای انتقال پرونده به هم  راسا یا به درخواست خواهان صلاحیت عام دارند
 نکته سوم: دادگاه عالی در صدور دستور انتقال پروند به خود از دادگاه بخش صلاحیت عام دارد(ماده 40)
 نکته چهارم: به طور کلی سیاست بر این است که دادگاه عالی به دعاوی اختصاص پیدا کند که  ماهیتا لازم است به وسیله قضات دادگاه عالی رسیدگی شود
    
1- دادگاههای پایین دست  در بیشتر نقاط حضور دارند
 صلاحیت محلی
2- برگزاری دادگاه خارج از حوزه قضایی بدون بحث نیابت
صلاحیت متقارن و انحصاری:
تعریف صلاحیت متقارن:یا concurrent jurisdictionصلاحیت رسیدگی همزمان دو با چند دادگاه به یک موضوع حقوقی قبل از شروع به رسیدگی اولین دادگاه. چرا که به محض شروع رسیدگی اولین دادگاه صلاحیت متقارن پایان می  یابد.
     صلاحیت متقارن ابتدا در انگلستان به معنای این بود که دادگاه انصاف علاوه بر صلاحیت   انحصاری خود می تواند  به صلاحیت های دادگاهای کامن لایی هم رسیدگی کند ولی اکنون  در انگلستان هم صلاحیت متقارن به معنای  حق انتخاب طرح دعوی توسط خواهان در دادگاه بخش یا عالی به طور هم زمان است.
صلاحیت انحصاری یاexclusive jurisdiction   قبل ان بخش از صلاحیت دادگاه انصاف که منحصرا در صلاحیت ان دادگاه بود اطلاق می شود. اکنون دعاوی تجدید نظر قضایی در صلاحیت انحصاری دادگاه عالی است
 خلاصه : مراد از صلاحیت انحصاری ان استکه به موجب قانون خصوصا دعاوی خاص رسیدگی به دعوایی انحصارا در صلاخیت یکی از دادگا هایی قرار کیرد که علی الاصول دارای صلاحیت متقارن می باشد
 صلاحیت ترجیحی: برخی دعاوی علی رغم صلاحیت متقارن ترجیحا باید در دادگاه بخش مطرح شود و الا هزینه دادگاه عالی قابل مطالبه نیست( مثال قانون اجاره های بیمه شده  قانون 1985 اگر دعوی در دادگاه عالی و نه بخش مطرح شود فقط هزینه دادگاه بخش را می تواند مطالبه کند)
صلاحیت محدود limited jurisdiction ارزش دعوی اگر  در حد میزان مقرری باشد کمتر از این میزان هم در دادگاه عالی قابل طرح است و هم دادگاه بخش ولی دادگاه بخش صلاحیت محدود دارد یعنی  حق رسیدگی او محدود به مبلغ خاصی از ارزش خواسته است نه بالاتر و بالاتر باید در دادگاه عالی مطرح شود
صلاحیت عام یا نامحدود: صلاحیت دادگا ههای عالی از نظر ماهیت دعوی و میزان خواسته و هم از نظر نسبی عام و نامحدود است
....................
صلاحیت نظارتی:
این صلاحیت ویزه دادگاه عالی ان هم در شعبه مسند ملکه ایت که یک نوع دادگاه اداری محسوب می شود
1- این صلاحیت از طریق تاسیسی به نام تجدید نظر قضایی یا judicial  review اعمال می شود
 2-این موضوع در گذشته هم بر اساس حق ویژه سلطنتی و کنترل رفتار دادگا ههای نخستین به نام پادشاه جنبه تاریخی داشت.
3-در مواردی که دادخواهی های دیگر مانند پژوهش خواهی در اختیار فرد است صلاحیت تجدید نظر قضایی اعمال نمی شود
4-تجدید نظر قضایی برای تضمین این است که فرد از روند دادرسی عادلانه برخوردارشده یا خیر
5-تجدید نظر قضایی فراتر از روند قضایی پرونده حتی شامل مقامات شبه قضایی و اداری در پرونده هم می شود
6- اگر چه شعبه تجدید نظر اداری یک شعبه اداری در شعبه مسند ملکه محسوب می گردد لیکن با دیوان عدالت اداری ما فرق دارد چون علاوه بر مراجع اداری  نسبت به دادگا ههای پایین تر سیستم قضایی هم اعمال می گردد
7- مبانی بطلان  نظریه  دادگاه های زیر دستی بیشتر مربوط به موارد  غیر قانونی بودن یا بی تناسبی ایینی یا نا معقول بودن  و عمدتا شکلی و خطای صلاحیتی یا jurisdictional error می باشد
                             
 پیشینه دادگا ههای مدنی در انگلستان:
      1-دوره  انگلو ساکسون ها    
   الف) یعنی قبل از 1066 میلادی و تسلط قبایل انگلو      ساکسون  المانی بر انگلیس
   ب)حقوق مختصر بود و دادگاه ههای محلی وجود داشت که بر اساس عرف های محلی قضاوت می کردند
            
   دوره تشکیل کامن لا :
1- یعنی دوره حقوق مشترک همه انگلستان جایگزین دوره اول عملادر قرن 13  میباشد       
2-عامل ان پیروزی فئودال ها وهر فئودالی حق تشکیل دادگاه   داشته است و هزینه دادرسی اخذ می کرد .از قرون 16-15 ناراضیان از دادگاه های کامن لا از شخص شاهددرخواست احسان ولطف می کردند و شاه به مهردار سلطتنی ارجاع
 3-دوره  دادگا ه های انصاف :  البته مردم درجه اول  باید به کامن لا مراجعه و در مقام اعتراض بایستی  به انصاف یا مهرداری مراجعه می کردندانصاف تا جایی  موفق شد که نهایت به حذف کامن لا می انجامید و بنابراین بین  انصاف و کامن لا مصالحه شد که ادغام شوند
      
دوره جدید    در انگلستان:  از قرن 19 با تاسیس دادگا ههای بالاتر قضایی(superme court  وقواعد انصاف و کامن لا در دادگاه واحد به اجرا در می امدند.با تصویب قانون دادگا ههای بالاتر مراجع مدنی اکنون به شرح زیر است
( دادگاه بخش> دادگاه عالی دادگستری> دادگاه پژوهش> دیوان عالی)
               
 سازمان دادگاههای مدنی در انگلستان
        
الف)مراجع نخستین  عمومی 
                               1-دادگاه بخش
 
2- دادگاه عالی( با شعب چانسری،مسند ملکه و خانواده)

        ب) مراجع نخستین شبه اختصاصی موارد زیر هستند:
                                          1-  دادگاه فن اوری و ساختمان
                                            2-دادگاه های تجاری و بازرگانی
                                               3-دادگاه دریا  سالاری
                                          4- دادگاه شرکت ها
                                           5-  دادگاه اختراعات
                                             6- دادگاه اداری         
 مراجع تجدید نظر  انگلستان  به شرح زیر است :                
 
 1- مراجع پژوهشی          2- دیوان عالی منفک شده از مجلس اعیان
  ساختار پژوهش خواهی در انگلستان اینگونه است که:
1-    آرای قضات بخش به قاضی منطقه ایی همین دادگاه بخش اعتراض می شود
2-     آرای قضات منطقه  بخش به قضات دادگاه عالی اعتراض می شود
   استثنای اول :دعاوی مسیر پیچیده  رامی توان مستقیم در دادگاه   
                        پژوهش مطرح شود(پرش قورباغه ایی گویند)
استثنای دوم  :پژوهش خواهی دوم ، جایی که رای قاضی منطقه در مقام پژوهش خواهی از رای قاضی بخش صادر شود
  3-آرای دادگاه عالی در دادگاه پژوهش قابل  اعتراض مدنی است
4-آرای دادگاه پژوهش به مجلس اعیان که الان دیوان عالی مستقل شده است
 چند قاعده در پژوهش خواهی در انگلیس
قاعده اول: اصطلاحا  حق پژوهش خواهی دوم در موارد استثنایی وجود دارد . وان در جایی که دادگاه پژوهش اصل یا رویه ایی را مطرح سازد و یا دلایل دیگری را مطرح کند وشرط مهم این پژوهش خواهی تشخیص خود دادگاه  پژوهش است.
 قاعده دوم : بر اساس قاعده 1-3-52 ایین دادرسی 1998: اصولا پژوهش خواهی نیازمند  اجازه پژوهش از دادگاه بدوی است یا دادگاه پژوهش است .(اگر دادگاه بدوی اجازه را رد مرد مجددا می توان  از دادگاه پژوهش درخواست اجازه نمود.
البته چند مورد مانند دستور اسکان موضوع ماده 25 قانون کودکان 1989 اجازه پژوش خواهی نیاز ندارد
قاعده سوم: اقدام دادگاه پژوهش یکی از 4 مورد زیر است( تایید رای –یا اصلاح رای – یا نقض و رای خلاف – یا تجدید دادرسی
 دانشجوی دکتری  حقوق خصوصی محمد امین وحدانی نیا