حلقۀ فکری و معرفتی پرآوازۀ علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در تهران که با نام پرفسور فرانسوی هانری کربن عجین شده است، با تمام شهرت و توجه که به آن شده، یک عضو گمنام اما بسیار مؤثر داشت که کمتر کسی به او توجه کرده است؛ سیداحمد ذوالمجد طباطبایی قمی، قاضی دادگستری. وی از اولین قضات نظام جدید دادگستری ایران بود؛ همانطور که از کتابخانۀ چندهزار جلدیاش پیداست، فردی فکور و پرمطالعه، آشنا به زبانهای خارجی و مسلط به علوم و معارف گوناگون بود. چنین بود که مورد اعتماد و توجه علامه طباطبایی قرار گرفت و منزلش محل تشکیل یکی از حلقههای مهم فکری تاریخ معاصر کشورمان شد. این محفل فکری که محل گفتگو و تبادل بسیاری از معارف شرق و غرب و قدیم و جدید بود، بدون چنین اعتمادی به این شخص و منزل او قوام نمیگرفت. علامه طباطبایی که تنها و گاه با همراهی یک یا دو نفر با وسایل نقلیۀ عمومی، ناشناخته و گمنام به تهران میآمد، کسی بود که سالها مسیر دشوار خود را بدون اتکا به مراجع رسمی علم و ثروت در حوزۀ قم و محافل دانشگاه و حکومتی تهران برپا کرده بود، کمتر از مأمن و قرارگاه خود بیرون میآمد، بر کسی تکیه نمیکرد و حتی به مجالس و محافل و میهمانیهای مرسوم رفتوآمد نداشت؛ اما در این جلسات شرکت میکرد که نشاندهندۀ توجه و اعتماد خاص ایشان به ذوالمجد است.
جلساتی که در حدود بیست سال و در دهههای چهل و پنجاه شمسی حتی تا سال ۵۸ در منزل مرحوم ذوالمجد در تهران برگزار میشد. این جلسات معمولاً در شبهای جمعه و روز جمعه برگزار میشد. حاضرات این جلسات افراد مختلفی بودهاند؛ از بعضی دوستان ذوالمجد تا هانری کربن فرانسوی، شهید مطهری، سیدجلالالدین آشتیانی، ابراهیمی دینانی و ... . ظاهراً آغاز این جلسات سالهای پایانی سدۀ سی بوده است؛ ولی یادداشتهایی که در این کتاب نشر یافتهاند، متعلق به سال 1342 شمسی به بعد است.
ذوالمجد طباطبایی ـ بانی این محفل ادبی و فلسفی ـ خود حقوقدان و ابتدا قاضی دادگستری بود؛ ولی عشق وافر به علم بهویژه فلسفۀ اسلامی و علامه داشت و ابتدا با معدود افراد و سپس به طور وسیعتر این محفل را استمرار بخشید. این محفل نقشی مهم در گسترش دامنۀ فلسفۀ اسلامی در ایران و از طریق هانری کربن به اروپا و جهان غرب داشت.
محتوای این جلسات معارف به معنای عام آن است؛ یعنی در این جلسات افزون بر پاسخ به پرسشهای روز حاضران از جمله هانری کربن، به طرح علوم و معارف فلسفی، عرفانی و قرآنی پرداخته شده است که البته گاهی مسائل مورد گفتگو مسائلی مقدماتی، ابتدایی و فراخور حال مخاطب است. گاهی نیز مباحث فقهی، اصولی و تاریخی ذکر شده یا در موارد زیادی مطالعات تطبیقی میان ادیان و مذاهب نیز ارائه شده است.
این جلسات موجب شد هانری کربن که با نگاه اهل تسنن آشنا بود، با عرفان شیعی نیز آشنا شود و البته علامه نیز این جلسات را پنجرهای رو به جهان غرب و فلسفۀ غرب میدید.بین مرحوم ذوالمجد و مرحوم علامه طباطبایی رابطه بسیار عاطفی برقرار میشود و مرحوم علامه ایشان را بسیار دوست میداشتند و آقای ذوالمجد هم ارادت بسیاری نسبت به علامه داشتند تا حدی که گاهی ایشان یک هفته در میان برای علامه به قم ماشین میفرستادند تا علامه را برای برگزاری جلسات به تهران بیاورد و گاهی هم علامه خودشان با وسایل نقلیه آن زمان برای برگزاری جلسه به تهران تشریف میآوردند. این جلسات در منزل آقای ذوالمجد برگزار میشد و مرحوم علامه اعتماد بسیار زیادی به ایشان داشتند و فقط به منزل مرحوم آقای ذوالمجد میرفتند.
یکسری از این جلسات شبهای جمعه و سری دیگری از جلسات در صبح جمعه برگزار میشد. هنگام برگزاری جلسات مرحوم قاضی آقای ذوالمجد دستور میدادند که رفت و آمدها کمتر شود و هر کسی وارد منزل نشود تا فضا برای اینکه مرحوم علامه مباحث را مطرح کنند مهیا باشد
در ابتدای بسیاری از این یادداشتها، تاریخ جلسه و گاهی اسامی افراد حاضر در جلسه نیز ذکر شده است؛ از قبیل هانری کربن، شهید مطهری، سیدجلالالدین آشتیانی، دکتر فرزانه، دکتر سپهبدی، دکتر شایگان، حداد عادل، هبوطی، خداوردیان، میرمطهری، ابراهیمی دینانی و محمدعلی شناسا.
این جلسات تا اواخر عمر علامه در حدود ۲۰ سال ادامه داشت لیکن کهولت سن علامه و تردد کمتر هانری کربن به ایران سبب تعطیلی این حلقه علمی شد.
علامه ادم باهوشی بود مطالبی بود که در حوزه علمیه انزمان نمی توانست بحث شود اما در این حلقه مطرح و به خوبی بررسی می شد ولو علامه زحمت تردد به تهران را متحمل می شد ولو با وسایل نقلیه عمومی و به صورت ناشناس
https://eitaa.com/hajaminv110