📚
👇👇👇
رای دادگاه / در خصوص دعوی خانم س.ف. با وکالت م.الف. به طرفیت آقای غ.ب. فرزند الف. با وکالت آقای ح.ط. به خواسته مطالبه مهریه به تعداد ۱۳۶۴ عدد سکه بهار آزادی و خسارات دادرسی ؛ با این تبیان ما حصل اظهارات خواهان آنست که وی به استفاده از این پشتوانه مالی نیازمند و طلب خویش را خواستار شده است .زوج مدعی ابرای ذمه خود به استناد رسید عادی می باشد. زوجه می گوید این رسید را به علت رعایت مصلحت خانواده ام داده ام ولی ملاک سند رسمی می باشد. زوج و شهود وی بر تنظیم مدرک عادی دو روز بعد از ثبت نکاح شهادت داده که با توجه به رابطه کاری برای دادگاه مفید ظن غالب هم نمی باشد. بذل یک جای مهریه آن هم بدون ذکر علت نامعلوم ابهام داشته اعتماد بی مورد و تنظیم سند رسمی اقدام علیه خود محسوب می گردد. با توجه به اینکه سند رسمی و تاریخ آن بر سند عادی مقدم و مؤثر نسبت به طرفین می باشد و سند عادی تاب مقاومت در برابر آن را نداشته و لازم است زوج طی دعوی جدا ابتدا اثبات صحت و اصالت و ابطال سند رسمی نکاح را در دادگاه حقوقی مطرح کند. ازاین رو دادگاه توجها به رونوشت مصدق سند نکاحیه ۷۴۳۶ دفتر ۶۹ تهران پیوست پرونده علقه زوجیت دائم بین نامبردگان را محرز می داند، اقرار صریح خوانده بر تنظیم سند رسمی مهریه در ابتدا در برابر خواهان دلالت دارد؛ صرف نظر از غیرمتعارف بودن چنین مهریه غیرمنطقی ازاین رو دادگاه خواسته خواهان را ثابت دانسته و(به مصداق آیه وآتو النساءصدقاتهن نحله -نساء/۴)به استناد به ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی و مقرره ۱۹۸-۵۱۵-۵۱۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی خوانده را به پرداخت مهریه پیشگفته، افزون بر آن، ریال هزینه دادرسی و ریال حق الوکاله مرحله بدوی سرجمع در حق خواهان محکوم و اعلام می کند. در خصوص مازادبر صد و ده سکه فرض قانونی بر معسر بودن زوج است، ازاین رو با شناسایی نشدن اموال وی اجراییه متوقف می گردد. این رأی با اقرار خوانده قطعی می باشد.رئیس شعبه۲۷۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران وحدانی نیا
با توجه به رای فوق:
۱. به عنوان قاضی دادگاه تجدید نظر چه ایرادی بر این رای وارد می کنید چرا؟
۲. با توجه به مبانی مهریه نامتعارف و سفهی چه تصمیمی در مرحله تجدید نظر می توانید بگیرید؟
۳.اگر زوجه دعوی طلاق عسر و حرجی داده باشد ایا وکیل زوج می تواند در دادگاه تجدیدنظر طلاق، قرار اناطه درخواست نماید؟
۴.در پرونده مشابه در شعبه مجاور، زوج دادخواست تنفیذ قرارداد عادی و اثبات ابرا ذمه زوج از پرداخت مهریه را داده است، بدین شرح که زوج با یک قرارداد عادی مبایعه نامه سه دانگ یک زمین را بابت مهریه با زوجه منتقل کرده است و به موجب یک توافقنامه دو بندی در بند اول زوجه قبول کرده تا سه دانگ زمین مزبور بابت مهریه به او منتقل بشه و در بند دوم زوج باید ظرف یک هفته زوجه را طلاق بدهد. حالا مدت زیادی گذشته و زوجه مدعی است چون در آن زمان ظرف یک هفته طلاقش ندادن زمین را بابت مهریه اش قبول ندارد
اولا آیا تنفیذ قرارداد عادی مبایعه نامه در صلاحیت دادگاه خانواده است؟ ثانیا با توجه به این که در آن زمان زوج طبق بند ۲ توافقنامه عادی بین طرفین ظرف یک هفته زوجه را طلاق نداده، به نظر شما با انتقال سه دانگ زمین مطابق مبایعه نامه در خصوص مهریه بری الذمه است یا خیر؟
موفق باشید
نکته. این ازمون برگزار شده است
طراح سوال دانشگاه علوم قضایی.، وحدانی نیا